تبليغاتX
متخصصان بیوتکنولوژی آذربایجان غربی
 
ِِWest Azarbayjan biotechnology experts weblog بیوتکنولوژی دانش هزاره سوم
 
با سلام

مدتی است تمام ذهنم مشغول این موضوع شده است که چرا کشور ما در زمینه بیوتکنولوژی پیشرفت چشمگیری نداشته است؟ خیلی هم به این موضوع فکر کرده ام ولی هنوز به جواب مشخصی نرسیده ام.آیا کمبود اعتبار مشکل اصلی است؟ آیا دستهای بیرونی اجازه پیشرفت را از ما گرفته اند؟! ایا ما کمبود منابع انسانی داریم؟ یا نبود مدیریت مناسب؟ یا حتی متخصصین ما فاقد ایده های موثری جهت تولید و بکارگیری این فن آوری می باشند؟ و سوالات بی شمار دیگر...

همایش پنجم بیوتکنولوژی را که دیدم بیشتر نامید شدم. همه تقریبا کارهای تکراری و حتی ابتدایی را عرضه کرده بودند. در یکی از پوسترهای همایش در مقدمه تعریف کشت بافت آورده شده بود و تنها تاثیر یک هورمون بر روی کالوس زایی بررسی شده بود. ولی در موارد نادری نیز مطالب بسیار نو و کاربردی ارائه شده بود ولی نمی دانم چرا به صورت پوستر پذیرفته شده بود و اهمیت کمتری داده بودند. اگر مسئولان از این طرحها بهتر و بیشتر حمایت کنند امکان تبدیل به فن آوری در این طرحها بسیار بالاست و افسوس و صد افسوس. اکثریت داوران پانل ها هم تنه مدیریت زمان جلسات را انجام می دادند بدون آنکه نظر تکمیلی و نو بر سخنرانی ها داشته باشند. یا حتی ایده جدیدی در مورد کارهای ارائه شده ارائه کنند.

خلاصه ما که در پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی هستیم وضعیت تحقیقات را خیلی مناسب نمی بینیم. هر چند طرحها در برخی موارد نو و ابتکاری می باشد ولی چون همه میدانند که تنها در حد یک رساله دانشجویی است و ادامه نخواهد داشت فقط جواب می گیرند و تمام.

الان هم که هقته پژوهش است پرچم پژوهش از همه زمانها برافراشته تر. ولی چیزی که دیده نمی شود برافراشته بودن همیشگی پژوهش و فن آوری است. از فن اوری گفتم این را هم اضافه کنم یکی از بزرگتریم مشکلات ایران در اکثر رشته ها عدم تبدیل علم به فن اوری است و تا زمانیکه ما این مشکل را حل نکنیم و تنها بودجه های پژوهشی را اساتید بگیرند و با تعریف یک پروژه محدود صرف کنند و در آخر با ارائه یک مقاله همه چیز تمام شود چندان امیدی به تسریع تولید علم و فن اوری وجود ندارد و نخواهد داشت و در آن صورت اعتماد مسئولان به استفاده از پژوهش جهت رفع مشکلات کمتر و کمتر می شود.

راستی در آگوست سال ۲۰۰۸ کنگره بیوتکنولوژی گیاهی و زمینه های مختلف تحقیقات گیاهی در تامپر فنلاند برگزار خواهد شد علاقه مندان می توانند به سایت زیر مراجعه و ثبت نام کنند. هنوز زمان ثبت نام تمام نشده است. http://www.fespb2008.org/

  نوشته شده در  Thu 20 Dec 2007ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط دکتر بهمن حسینی  | 

انجمن علمي ژنتيک در نامه‌اي به غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي، از اقدام 160 نماينده در حمايت از پژوهش‌هاي زيست فناوري و فرستادن نامه‌اي به اين منظور به رئيس‌جمهور، تقدير و نگراني محققان از تدوين پيش‌نويس قانون ايمني زيستي را اعلام کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، در اين نامه آمده است: انجمن علمي ژنتيک با بيش از هزار و هفتصد عضو متخصص از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي دستگاه‌هاي گوناگون اجرايي سراسر کشور و متخصصان بخش خصوصي از اقدام بيش از 160 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ارسال نامه‌اي به رئيس‌جمهور در جانبداري از پژوهشگران و به طور خاص پژوهشگران بيوتکنولوژي مدرن و توليد محصولات تراريخته تقدير مي‌کند.

براي اعضاي اين انجمن، مايه مباهات است که نمايندگان مجلس با اين درجه از اشراف به موضوع مهم توسعه علمي کشور و به ويژه استفاده از علوم و فناوري‌هاي نوين از جمله علم ژنتيک و بيوتکنولوژي مدرن و کاربردهاي گوناگون آنها از جمله در عرصه کشاورزي از رئيس‌جمهور تشويق پژوهشگران کشورمان را خواستار مي‌شوند؛ پژوهشگراني که آوازه دستاوردهاي آنها در عرصه مهندسي ژنتيک و توليد محصولات تراريخته در سراسر جهان طنين افکنده شده است. اعضاي اين انجمن يقين دارند که رئيس‌جمهور نيز همچون نمايندگان، دغدغه توسعه علمي کشور را داشته و با پيروزي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري، دستيابي به فناوري‌هاي استراتژيک همچون فناوري هسته‌اي، بيوتکنولوژي و نانوتکنولوژي را سرلوحه اهداف خود قرار داده است و به سرعت موانع توسعه مثبت محصولات تراريخته را که يکي از کاربردهاي مفيد علم ژنتيک است، شناسايي و نسبت به رفع آن اقدام خواهند کرد.

اين انجمن ضمن اعلام آمادگي براي كمك به نمايندگان، نگراني خود را از تدوين پيش‌نويس با نام «قانون ايمني زيستي» اعلام مي‌کند. پيش‌نويس اين لايحه توسط مخالفان مهندسي ژنتيک و توسعه محصولات تراريخته تدوين شده و قرار است به زودي به مجلس ارايه شود.

انجمن علمي ژنتيک در پايان اين نامه عنوان کرده است: اعضاي هيأت علمي ژنتيک ايران، عزم خود را جزم کرده‌اند تا بنا بر رهنمودهاي مقام معظم رهبري درباره جنبش نرم‌افزاري و توسعه علمي کشور، از هيچ کوششي براي تحقق اهداف مندرج در سند چشم‌انداز توسعه نظام در افق 1404 و به دست آوردن مقام نخست علمي در منطقه و مقامي درخور نان ايران اسلامي در جهان دريغ نورزد. اقدام نمايندگان و اطمينان از حمايتي که از سوي نمايندگان در پژوهشگران ايجاد شده است، سرمايه معنوي بزرگي است که موجب تشديد اين عزم مي‌شود.

  نوشته شده در  Mon 10 Dec 2007ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط مهندس مهدی محسنی آذر  | 

تداخل    RNAيا RNAiمکانيسمی در زیست شناسی مولکولی است  که در ان قطعات مشخصی از RNA دو رشته ای در بیان يک ژن خاص مداخله می کنند. RNAi اخيرا بعنوان يک تکنيک ازمايشی موفق بمنظور تعیین عملکرد ژنها از طریق تخریب ژنهادر مدلهای موجودات بکار رفته است . RNAi با فرایندهای سلولی مختلف شامل شکل گيری ساختار سنترومريک , تنظيم ژن از طريق microRNA ها و شکل گيری هتروکروماتينها مرتبط است . حداقل 4 موضوع مستقل از تحقيقات منجر به تشخيص اين پديده شدندکه شامل :  1- خاموشی ژن وابسته به موجودات ترانس ژن در گياهان يا مهار همراه ) co suppression)   2- فرو نشاندن (quelling) در قارچها  3- دخالت RNA در حيوانات  و 4- خاموشی عناصر ترانسپوزونی می باشند. اهميت RNA دو رشته ای بعنوان يک هدف يا واسطه ساختار کليديی است که تمام مسيرهای خاموشی RNA را در موجودات مختلف به هم مرتبط می کند.دو مکانیسم مشخص خاموشی ژن در گياهان شاملTranscriptional Gene Silencing (TGS)  و PTGS) ) Transcriptional Gene Silencing  Post می باشند .مکانیسم TGS خاموشی ژن در سطح رونويسی است که در گياهان توسط متيلاسيون تواليهای DNA ی همولوگ با RNA انجام می گيرد و بعنوان عامل دفاعی بر عليه DNA های مضر نظير رتروويروسها و ترانسپوزونها شناخته می شود.  مکانيسم PTGS خاموشی ژن در سطح پس از رونويسی است که موجب تجزيه توالی مخصوصی از RNA می شود . هر دومکانیسم مزبورتوسط RNA  دو رشته ای رخ می دهند که خودتوسط انزيم Dicer به siRNA های دو رشته ای کوچک تجزيه می شوند . RNAi متد مهمی است که تنها روی تعداد اندکی از مولکولهای dsRNA در هر سلول برای خاموشی بيان ژنها بکار می رود و در حال حاضر يکی از برجسته ترين موضوعا ت بيولوژی است . زمان زيادی نمی گذرد که دانشمندان بلاک کردن بيان ژنهارا با استفاده از تکنيک انتی سنس انجام داده اند در حاليکه در اين امر چندان موفق نبودند اما کشف RNAi به واسطه ماهيت انزيمهايش , غير قابل برگشت بودن و اختصاصی بودن عملکرد ان نظير تخريب مولکول mRNA ی هدف , کاربرد مولکولهای dsRNA دران بجای ssRNA های بی دوام تکنيک انتی سنس , عملکرد يکسان ان در شرايط in vivo و  in vitro و حساسيت بسيار شديد ان نسبت به اختصاصی بودن تواليها , اين تکنيک را به روشی موفق برای دستيابی به خاموشی ژنهای هدف در شرايط in vivo مبدل ساخته است . در مقايسه با دانش فعلی ما در این رشته از علوم، RNAi پیشرفتی بزرگ در زمينه ژنتيک مولکولی گياهی است و پتانسيل زيادی در زمينه کنترل بيان ژنها دا رد و بعنوان ابزاری موثر در جهت ژنوميک کاربردی مطرح است . توانايی قابل توجه  دستکاری خاموشی RNA , طیف وسيعی از کاربرد بيوتکنولوژی را در بيولوژی مولکولی و ژن تراپی در موجودات فراهم کرده است . يکی از اولين محصولات تجاری حاصل از خاموشی RNA ,گوجه فرنگی تراريخته است که نسبت به بيماری باکتريايی گال طوقه مقاوم شده است . ويروسهای القا کننده خاموشی ژن نيز ,  ابزار موثری برای خاموشی اندوژنهايی هستند که با تواليی که ويروسها حمل می کنند , همولوگ می باشند. پس اين تکنولوژی قادر است ويروسهای القا کننده خاموشی را بعنوان ابزاری مناسب جهت مطالعات ژنتيک کاربردی بکار برد . تکنيک RNAi با انجام تحقيقات گسترده رو به تکامل است و در اين مقاله مکانیسم تداخل RNA و مسيرهای موجود در ان و همچنین تکنیک RNA تراپی مورد بررسی قرار گرفته اند.

  نوشته شده در  Mon 10 Dec 2007ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط مهندس مهدی محسنی آذر  | 

چكيده

 گياهان زراعي مقاوم به علف‌كش راهبرد جايگزين بالقوه ارزشمندي براي مديريت علف‌هاي‌هرز عرضه داشته‌اند، كه در صورت استفاده صحيح از آنها، مي‌توانند محرك استفاده از علف‌كش‌هاي سازگار با محيط باشند و ابزار ديگري براي كنترل علف‌هاي‌هرز در اختيار توليدكنندگان قرار دهند. از جمله نگراني‌هاي اصلي در مسير توسعه گياهان‌زراعي مقاوم به علف‌كش. مي‌توان به احتمال فرار ژن مقاومت به علف‌كش از ارقام مقاوم، به علف‌هاي‌هرز خويشاوند آنها اشاره نمود.كه پس از ان علفهاي هرز و گياهان وحشي كه مقاومت را بيان مي كنند ممكن است به مزارع هجوم اورده و استفاده از علف كشها را بي فايده سازند. فرآيند بيولوژيكي مورد نظر در اينجا Introgression يا به عبارتي  دورگ‌گيري بين گونه‌هاي گياهي مجزا است. هرچند كه ظاهراً احتمال فرار ژن در بسياري شرايط اندك است، اما با توجه به جدي بودن عواقب آن، توجه زيادي را مي طلبد.احتمال چنين فرايندي را مي توان با روشهاي مختلف طي فرايندهاي اصلاحي و كاربرد انها در مزرعه كاهش داد.

مقدمه

 مهندسي ژنتيك به طور ساده عبارتست از انتقال مواد ژنتيكي از يك گونه(گياه، باكتري يا حيوان)و يا از يك ژن مصنوعي به گياه هدف. اولين موفقيت در زمينه مهندسي ژنتيك گياهان در سال 1983 گزارش شد.انتقال خودبخودي ژنها به صورت بخشهايي از كروموزومها از گراسهايي مانند اگروپيرون به گندم صورت گرفته است.تكنيكهاي ديگري مانند استفاده از كشت بافت گياهي،موتاسيون القايي،دابل هاپلوييدها و هيبريدهاي F1 نيز در اصلاح طبيعي دخيل هستند.در حاليكه در ايجاد گياهان تغيير يافته ژنتيكي، ژن هدف به همان گونه محدود نمي شود. گياهان زراعي تراريخته از جمله مهمترين دستآوردهاي فنآوري زيستي و مهندسي ژنتيك طي دهه گذشته به شمار مي‌روند. گياهانزراعي تراريخته مقاوم به علفكش (Herbicide resistant crops) با نظام‌كشاورزي‌ شيميايي ـ صنعتي كه ويژگي آن تك كشتي بودن و مكانيزاسيون در مقياس وسيع با استفاده فشرده از مواد شيميايي است، انظباق دارند ]9[.

مقاومت به علف‌كش‌ها مهمترين خصوصيت تراريخته ايجاد شده در گياهان‌زراعي است كه 69 درصد سطح زير كشت گياهان تراريخته در دنيادر سال 1999 را به خود اختصاص داده است ]16[.

.با ايجاد يك گياه مقاوم به يك علف كش كنترل علفهاي هرز بهبود مي يابدعملكرد افزايش يافته و هزينه هايي مانند هزينه كارگري و سوخت كاهش مي يابد.استفاده از گياهان علوفه اي مقاوم به علف كش كشاورزان را قادر مي سازد كه علف هاي هرز پهن برگ را در ابتداي فصل رشد و با مقدار كمتري علف كش كنترل كنند طي چند دهه گذشته چندين گياه‌زراعي مقاوم به علف‌كش تراريخته و غيرتراريخته معرفي شده است كه از بين آنها گياهان زراعي مقاوم به گليفوسيت و گلوفوزينيت از امكان توسعه بيشتري برخوردارند. اين دو علف‌كش غيرانتخابي هستند، بنابراين كشاورز قادر است يك عفلكش را جايگزين چند علف‌كش نمايد ]6[.علف كش گليفوسيت بازدارنده انزيم EPSP است مقاومت به اين علف كش را ميتوان از طريق ترانسفورماسيون با يك EPSP غير حساس به گليفوسيت از باكتري سالمونلا ايجاد كرد. در مقابل مقاومت به گلوفوزينيت از طريق ترانسفورماسيون با انزيمي كه انرا غيرفعال مي كند مانند انزيم PAT از گونه هاي مختلف باكتريهاي استرپتومايسس ايجاد مي شود. به طور مشابه مقاومت به بروموكسيلن از طريق ترانسفورماسيون با يك نيتريلاز خاص از باكتري klebsiella مي تواند حاصل شود[15].استفاده از گياهان‌زراعي تراريخته مقاوم به علف‌كش ممكن است سبب ايجاد مشكلات مقاومتي خاص در نتيجه انتقال ژن‌هاي مقاومت از گياهان‌زراعي به علف‌هاي‌هرز خويشاوند شود ]4 و 12[.

انتقال ژن مقاومت

ظهور علف‌هاي‌هرز مقاوم از طريق ورود ژن پديده جديدي است. در گذشته، گياهان زراعي و خويشاوندان وحشي آنها هر دو به عفكش‌هاي يكساني مقاومت نشان مي‌دادند، از اين رو دورگ‌گيري سبب بروز برتري در علف‌هاي‌هرز نمي‌شد. ژن‌هاي مقاومي كه در حال حاضر وارد ارقام زراعي مي‌شوند براي گياه‌زراعي و خانواده گياهي مربوطه جديدند و زماني كه ژن‌ها متعلق به باكتري‌ها باشند حتي براي تمام سلسله گياهي جديد خواهند بود ]5 و 17[.

احتمال انتقال ژن بين گياهان زراعي و علف‌هاي‌هرز خويشاوند آنها به عوامل زير بستگي دارد:

§  حضور توام گياه‌زراعي و خويشاوندان وحشي در محدوده انتشار گرده

§   گلدهي همزمان گياهان و سازگاري توليدمثلي آنها

§    بقاء و توانايي توليدمثل هبريدهاي حاصله

§   سرنوشت ژن‌هاي مربوطه در جمعيت وحشي ]10[.

نگراني در مورد فرار ژن‌هاي مقاومت به گياهان بومي خويشاوند از قبيل خويشاوندان وحشي از تبعات گياهان‌زراعي تراريخته مقاوم به علف‌كش است. البته احتمال چنين انتقالي توسط عوامل مختلف كاهش مي‌يابد. گلدهي گياه‌زراعي و علف‌هرز مي‌بايست به‌طور هم‌زمان صورت گيرد، ناقل گرده (حشره، باد) براي حمل گرده مورد نياز است و سازگاري توليدمثلي گياه‌زراعي و علف‌هرز و توان ايجاد اعقاب بارور نيز ضروري است. البته بايد يادآور شد كه ريسك دگرگشني گياهان‌زراعي تراريخته مقاوم به علف‌كش و خويشاوندان وحشي آنها در مورد برخي از گياهان‌زراعي جدي است و مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد(Sindel،1997(. فنآوري‌هاي جديد انتقال از قبيل انتقال كلروپلاست نيز ممكن است ريسك فرار ژن‌هاي تراريخته را كاهش دهند، زيرا گرده سبب انتقال هسته به جاي ژن‌هاي كلروپلاست مي‌شود ]15[.

 امكان توليد دورگ‌هاي مقاوم از تلاقي بين كلزاي مقاوم به گلوفوزينيت و Brassica campestrisدر مطالعات گلخانه‌اي و مزرعه‌اي به اثبات رسيده است ]2، 3، 11 و 14[. انتقال ژن عامل مقاومت به ايمازاموكس به دورگه‌هاي حاصل از تلاقي بين شال‌تسبيحي و گندم نيز نشان داده شده است ]14[.

از آنجايي كه انتقال ژن تحت تاثير موقعيت، آب‌و‌هوا و ساير شرايط خاص مكان قرار مي‌گيرد، براي هر گونه از گياهان‌زراعي تراريخته مقاوم به علف‌كش جديد مي‌بايست مطالعات مزرعه‌اي در مورد فرار ژن تحت تاثير شرايط محيطي متفاوت صورت گيرد ]8[.

هرچند كه ظاهراً احتمال فرار ژن در بسياري شرايط اندك است، اما با توجه به جدي بودن عواقب آن، توجه زيادي را مي‌طلبد. لازمه بررسي تبعات اكولوژيكي انجام ارزيابي در مقياس وسيع است. مشكلي كه وجود دارد اين است كه جمع‌آوري داده‌ها براي تعيين احتمال انتقال ژن معمولاً در مقياس بسيار كوچكي صورت مي‌گيرد، از اين رو ارزش چنين اطلاعاتي در برآورد حقيقي ريسك رهاسازي گياهان زراعي تراريخته در سطح وسيع زير سوال است. بنابراين پيشنهاد مي‌شود كه تحقيقات ارزيابي ريسك از اين مدل‌هاي احتمالي فاصله گرفته و به مطرح نمودن سوالاتي در زمينه عواقب انتقال ژن در اكوسيستم‌هاي زراعي در مقياس‌هايي قياس پذير با كشاورزي نوين پرداخته شود ]1 و 8[.

اطلاعات مربوط به سيستم‌هاي توليدمثلي گياهان، سازگاري توليدمثلي با خويشاوندان وحشي و احتمال تلاقي در فواصل معين، مي‌تواند براي طبقه‌بندي سطح احتمال فرار ژن براي هر يك از گياهان‌زراعي مقاوم به علف‌كش‌ مورد استفاده قرار گيرد. بر اين اساس به نظر مي‌رسد كه گياهان‌زراعي خودگرده‌افشاني از قبيل گندم، جو و كتان از حداقل ريسك فرار ژن برخوردار باشند. البته گندم و جو مي‌توانند با علف‌هاي‌هرز خويشاوند خود (گندم و شال‌تسبيحي؛ جو و جو ‌وحشي)  توليد هيبريد نمايند. گياهان‌زراعي با گرده‌افشاني باز و داراي علف‌هاي‌هرز خويشاوند از قبيل چچم ، يولاف، هويج و كلزا بيانگر ريسك نسبتاً بالاي گسترش گياهان‌زراعي تراريخته مقاوم به علف‌كش هستند ]8[. انتقال ژن‌هاي مقاومت به آفات و عوامل بيماري‌‌زا از گياهان زراعي تراريخته به علف‌هاي‌هرز مي‌تواند كنترل بيولوژيكي علف‌هاي‌هرز در طبيعت را با چالش روبرو سازد ]1[.

 

 

 

مديريت انتقال ژن

ريسك انتقال ژن در خاستگاههاي اصلي گياهان زراعي بيشتر است.جلوگيري از به مخاطره افتادن ژرم پلاسم بومي در اين نواحي از طريق انتقال ژن ،مستلزم به كار بستن تدابير خاصي است.راهبردهاي مديريتي در جهت كاهش انتقال مقاومت به علف كش :

§         استفاده از بذور گواهي شده عاري از گونه هاي علف هرز خويشاوند گياه زراعي مربوطه

§         كنترل مؤثر علف هاي هرز خويشاوند گياه زراعي مربوطه

§         كنترل مؤثر علف هاي هرز خويشاوند در حواشي مزارع

§         برداشت هر چه كامل تر بذور گياه زراعي مقاوم به علف كش از سطح مزرعه براي حذف هر چه بيشتر ژن مقاومت از مزرعه

§         كاشت گياهان زراعي غير از گياهان تراريخته مقاوم به علفكش به مدت چندين سال به منظور به كارگيري روش هاي ديگر كنترل علف هاي هرز.

انتخاب ارقام HRC بر مبناي عدم همزماني گلدهي آنها با خويشاوندان وحشي موجود در منطقه از جمله راهكارهاي كاهش دورگ گيري بن گونه اي به شمار مي رود.

به هر حال دورگ گيري و انتقال ژن ممكن است روي دهد ،اما احتمال وقوع ان را مي توان با روشهاي مختلف طي فرايندهاي اصلاحي و كاربرد آنها در مزرعه كاهش داد(7و13) :

راه حل هاي تكنولوژيكي:

چندين راه حل تكنولوژيكي وجود دارد كه از طريق آنها مي توان امكان انتقال ژن تحت شرايط مزرعه را كاهش داد.نرعقيمي،موانع ژنتيكي براي دگرگشني،ژنهاي كشنده و ژنهاي با طول عمر محدود از جمله اين مواردند كه قابل بكارگيري در فناوري HRC هستند.

عمليات توليد::

معرفي هر HRC جديد مي بايست با راهبردهاي مديريتي خاص براي هر گياه زراعي،كاربرد علف كش و جلوگيري از بروز مقاومت در علف هاي هرز همراه باشد.اين راهبردها ميبايست  دربردارنده توصيه هايي در مورد رعايت فاصله زماني بين كشت HRC هاي مقاوم به يك علف كش و همچنين گزينه هاي كنترلي در سال هاي ديگر باشد.

آگاهي كشاورزان در مورد گروههاي علف كشي و انواع مقاومت در كاربرد فناوري HRC ضروري است.با توليد گياهان زراعي مقاوم به علف كشهاي مختلف ضرورت اين آگاهي مشخص تر مي شود.

تناوب زراعي با گياهان زراعي غير تراريخته يا تراريخته هاي مقاوم به علف كشهاي با جايگاه عمل متفاوت مي تواند سبب جلوگيري از انتخاب علفهاي هرز مقاوم به علف كش شود.

طي انتقال بذور HRC ها مي بايست از انتقال ژن از طريق پراكنش بذور جلوگيري به عمل آورد .تميز نمودن ماشين آلات پيش از خروج آنها از مزارع زير كشتHRC ها ضروري است.

كنترل جابجايي گرده از طريق عمليات مديريتي امر دشواري است،اما مي توان حواشي مزارع را عاري از هر نوع گياه زراعي خودرو و علف هاي هرز نگاه داشت. در برخي موارد ممكن است رعايت فاصله بين مزارع ضروري باشد.

مراجع

 

[1] Altieri, M.A. 2000, a. Ecological impacts of transgenic crops. In: International Workshop on the Ecological Impacts of Transgenic Crops. Berkeley.

 

 

 

[2] Brown, J., D.C. Thill , A. P. Brown, C. Mallort-Smith, T.A. Brammer, and H. Nair. 1996. Gene transfer between canola (Brassica napus) and related weed species. In: Proceeding of 8th Symposium on Environmental Release of Biotechnology Products: Risk Assessment Methods and Research Progress, Ottawa, Canada.

 [3] Brown, J., D.C. Thill Angela , P. B rown, T.A. Brammer, and H. Nair.     . Gene transfer between canola (Brassica napus) and related weed species. 

[4] Chapolivier, J., J. Gasquez, and A. Messean. 2003. Crop management of transgenic rapeseed : risk assessment of gene flow.  

 

 [5] Darmency, H. 1998. Potential of gen transfer to wild relative species. In: Technical Meeting on Benefits and Risks of Transgenic Herbicide Resistance Crops. FAO Report.

 

[6] Duke, S.O. 1998. Herbicide-resistant crops-their impact on weed science. J. Weed Sci. Tech. 43: 94-100.

 

[7] Duke, S.O. 1995. Herbicide-resistant. Crops: a new approach to an old problem, or a radical new tool? In: Herbicide Resistant Crops and Pastures in Australian Farming Systems. Eds., Bureau of Resource Science, Canberra, Australia , PP. 41-51.

 

[8] Dyer, W.E. 1993. Herbicide-resistant crops: a weed scientist’s perspective. In: Herbicide Resistance Workshop , Edmonton. PP.71-77.

[9] FAO Report. Technical Meeting on Benefits and Risks of Transgenic Herbicide Resistance Crops. 1998.

 

[10] Felsot, A.S. 2003. Herbicide tolerant genes. http://www.aenews.wsu.edu/ Dec00AENews.

 

[11] Leckie, D., A. Smithson, and I.R. Crute. 1993 . Gene movement from oilseed rape to weedy populations- a component of riskassessment for transgenic cultivars. Aspects of Applied Biology, 35: 61-66.

 

[12] Liebman, M., and E.C. B rummer. 2000. Impacts of herbicide resistant crops. In: International Workshop on the Ecological Impacts of Transgenic Crops. Berkeley.

[13] Neeser, C. Report of the brassica crops working group.

[14] Seefeldt, S.S., R. Zemetra, F.L. Young, S.S. Jones. 1998. Production of herbicide-resistant jointed goatgrass (Aegilops cylindrica)*wheat (Triticum aestivum) hybrids in the field by natural hybridization. Weed Sci. 46: 632-634.

[15] Skerritt, J.H. 2000. Genetically modified plants: developing countries and the public acceptance debate. AgBiotechNet. Vol. 2 February, ABN 040.     

 [16] Van der Sluis, E. 2001. Biotechnology-some implications of its use in agriculture. South Dakota State University. Economics Commentator, No.423.

[17] Wetzel, D.K., M.J. Horak , D.Z. Skinner, and P.A. Kulakow. 1999. Transferal of herbicide resistance traits from Amaranthus palmeri to Amaranthus rudis . Weed Sci. 47: 538-543

  نوشته شده در  Sun 9 Dec 2007ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط مهندس مهدی محسنی آذر  | 

 

پنجمین همایش ملی بیوتکنولوژی و اولین کنگره بین المللی ژنومیکس و بیوتکنولوژی سلامت به طور همزمان در محل سالن اجلاس سران کنفرانس اسلامی برگزار گردید.

در این همایش که با مشارکت بسیار خوب دانشگاه ها و مراکز پژوهشی همراه بود محققان و پژوهشگران نتایج آخرین تحقیقات خود را عرضه کردند.

نکته بسیار خوب این همایش که آن را از سایر همایشها برتر میکرد ضمن برگزاری همزمان با اولین کنگره بین المللی ژنومیکس و بیوتکنولوژی سلامت که بجای خود به پر بار تر شدن همایش و توجه رسانه ها به بحث بیوتکنولوژی کمک کرد برگزاری بازار بیوتکنولوژی در کنار نشستهای علمی بود که به تجاری سازی و استفاده کاربردی از نتایج پژوهش های انجام گرفته در کشور کمک شایان توجهی خواهد کرد و به توسعه پژوهش های بازار محور در کشور و مراکز تحقیقاتی و دانشگاه ها منجر خواهد شد.

 

 

 

  نوشته شده در  Wed 5 Dec 2007ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط مهندس مهدی محسنی آذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM